تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

238

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

تمام ذات تمام حقيقت علم است و تمام ذات تمام حقيقت وجود است و از تمام ذات ، عليت انتزاع مىشود به طورى كه تمام ذات به حمل شايع صناعى عين حقيقت علت است . و همچنين معلوليت ، ذاتىِ وجودِ معلول است و مفهوم معلول از تمام وجود و ذات معلول منتزع مىشود به گونه‌اى كه تمام حقيقت وجود معلول در مقابل اين مفهوم قرار گرفته و معلول به تمام هويت ذات خود وجود معلولى است . پس عليت و معلوليت دو مفهوم متغاير با هم بوده و از تمام ذات و حقيقت و وجود علت و معلول انتزاع مىشود ، ما بازاء آن دو مفهوم ، تمام هويت اين دو مىباشد يكى از اين دو به حمل شايع صناعى ، حقيقت معلوليت است و تمام ذات ديگرى به حمل شايع صناعى ، حقيقت عليت است . البته هويت معلوليت ، هويت متقومه و ربطيه است و هويت عليت هويت مقومه و تماميت است و اين دو هويت به تمام معنى يكى از آنها علت و ديگرى معلول است . و همان گونه كه يكى از دو مفهوم ، ديگرى نيست ، هويتهايى هم كه اين دو مفهوم از آنها منتزع شده‌اند ، هيچ كدام ديگرى نخواهد بود . توضيح سنخيت بين علت و معلول و معناى قول ما كه بين علت و معلول سنخيت لازم است ؛ اين نيست كه علت عين معلول باشد و معلول بوجوده المعلولى در مرتبهء ذات علت حاضر باشد . بلكه مراد اين است كه نبايد علت و معلول از دو حقيقت متباين با يكديگر باشند . مثل اينكه يكى علم و ديگرى جهل ، علت نور و معلول ظلمت ، علت قدرت و معلول عجز ، علت وجود و معلول عدم باشد . و بايد علت علم و معلول هم از سنخ علم و علت نور و معلول هم نور و علت كمال و معلول هم كمال و علت قدرت و معلول هم قدرت باشد . و لكن معلول مرتبه‌اى از كمال و درجه‌اى از جمال و مرتبه‌اى از علم و قدرت و وجود و نور مىباشد . البته خود مرتبه هم موجود نيست ، بلكه مرتبه امرى مثل ماهيت و